نورانورا، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

نورای من نور خدا

6 ماهگی نوراجونم

عروسکم, توی این ماه نسبت ب ماههای قبل خیلی بازیگوشتر و شیتونتر شدی. مثلا موقع شیر خوردن باید حتما دورت ساکت باشه وگرنه همه حواست میره اینور اونور اونوقت شیر نمیخوری. یه کار دیگه ک یاد گرفتی اینه ک پاهاتو میاری بالا و با دستات میگیری و میخوای بکنی تو دهنت.   ...
20 ارديبهشت 1393

اتاق نورا

دلبندم, این اتاق را با تمام عشق و علاقه برات اماده کردم. البته همه وسیله هارو مامان جون و باباجون برات تهیه کردن و من با کمک عمه زهرا وعمه مریم برات چیدیم.این چیدمان موقتی بود چون قرار بود ک بعد از تولدت بریم خونه جدیدمون. این دوچرخه رو هم اقی دکتر صادقان,دوست بابایی برات اورد. ...
20 ارديبهشت 1393

یه اتفاق بد

وقتی ک تورو سه ماهه باردار بودم یه اتفاق بد افتاد و ما فکر کردیم ک تورو از دست میدیم.اما خدارو شکر ک اتفاقی برات نیفتاد و خدا تورو ب ما بخشید.عزیزکم من خیلی ناراحت بودم و همش گریه میکردم و خیلی استرس داشتم اما دکتر گفت چیز مهمی نیست و با استراحت کردن بر طرف میشه,ب خاطر همین دو ماه کامل خوابیدم و استراحت مطلق داشتم و تا ب دنیا اومدنت هم مجبور بودم مراعات کنم.اما اصلن ناراحت نبودم چون خدا تورو بهم داد. ...
20 ارديبهشت 1393

یه عیدی بزرگ از طرف خدا

درست ده روز قبل از عید 1392 بود ک فهمیدم باردارم.اولش ب کسی چیزی نگفتم حتی ب بابایت,چون ما 7 سال منتظر بودیم و بارها هم جواب منفی گرفته بودیم,ب خاطر همین تا مطمئن  نشدم چیزی نگفتم و رفتم ازمایش دادم. و ازمایش نشون دتد ک من باردارم و یه فرشته کوچولو توی راه دارم و برای اینکه بفهمیم ک این فرشته چند وقتشه ی سونوگرافی برام نوشت. اون موقع فقط 5 هفته سنت بود. بعد دیگه ب همه گفتیم و همه از شنیدن این خبر خوشحال شدن. از اون روز ب بعد ما هر روز بیشتر و بیشتر منتظر اومدن,دیدن و بغل کردنت بودیم و برای دنیا اومدنت لحظه شماری میکردیم. ما بزرگترین عیدی رو از خدا گرفته بودیم و اون هم وجود نازنین تو بود ...
20 ارديبهشت 1393

عروسک زیبای ما

دخترکم نورا من و بابایی این وبلاگ را با تمام عشقی به تو داریم درست کردیم تا تمام خاطراتت را توش بنویسیم تا وقتی بزرگ شدی بخونی و متوجه بشی ک چقدر دوستت داریم و عاشقتیم.البته همه کارای وبلاگ رو من انجام میدم چون بابایی سرش خیلی شلوغه اما اون همیشه من و تو رو دوست داره و حمایت میکنه و همه امکاناتو برای ما فراهم میکنه.البته میدونم ک دیر شروع کردم اما تا اونجا ک بتونم سعی میکنم همه و بنویسم ک یادگار بمونه برات عزیز دلم. ...
1 ارديبهشت 1393
1